على محمدى خراسانى

381

شرح رسائل (فارسى)

همان انار بزرگتر است و لاغير . 3 - شما در بيان دوّم خود گفتيد برفرض مراد از ما اشتهر خصوص روايت باشد ولى تعليق الحكم على الوصف مشعر بالعلية و از راه تنقيح مناط پيش آمديد ما مىگوئيم : مجرّد اشعار كافى نيست اگر عليّت مسلّم مىشد آرى ولى مسلّم كه نيست ظهورى هم نيست فلا اعتبار به [ تفصيل اين را در جلد اوّل شرح اصول فقه در رابطه با مفهوم موصف آورده‌ام ] 4 - در خود حديث زراره پس از اينكه امام فرمود : خذ بما اشتهر و دع الشاذ النادر راوى پرسيد : اگر هر دو باهم مشهور بودند و مأثوران منكم . . . اين هم قرينهء ديگرى است كه مراد از ما اشتهر خصوص روايت باشد نه فتوا زيرا دو روايت متعارض ممكن است هر دو مشهور باشند و همهء محدثين آنها را نوشته باشند ولى دو فتواى مخالف امكان ندارد كه در عصر واحد هم دو مشهور باشند يعنى هم معروفين اعصار و قرون برطبق وجوب فتوا داده باشند و هم برطبق عدم وجوب بلكه در فتوا هميشه اگر يك طرف مشهور بود طرف ديگر شاذ و نادر خواهد بود پس اينكه سائل فرض كرد هر دو مشهور باشند و امام هم ردّ نكرد بلكه جواب ديگرى داد دليل آنست كه مراد شهرت روائى است نه فتوائى قوله و من هنا يعلم : جواب از مقبوله : مقدّمه : در الف و لام در كلمهء فانّ المجمع عليه لا ريب فيه دو احتمال ممكن است : 1 - شايد الف و لام تعريف و ماهيّت باشد كه در استدلال مذكور بر اين اساس استدلال شد 2 - و شايد الف و لام موصول باشد [ المجمع عليه يعنى آن‌چنان چيزى كه مجمع عليه است ] بنا بر اين احتمال استدلال به مقبوله همانند